لابیگری هوشمندانه در دیپلماسی اقتصادی

لابیگری نظام یافته و دیپلماسی اقتصادی 

لابی و لابیگری در نظام مفهومی اقتصاد و سیاست کشور اصولاً امری نکوهیده و با  بار منفی تلقی می شود. این در حالی است که در اروپا و آمریکا لابیگری یک صنعت به شمار رفته و اشخاص حقیقی و شرکت های تخصصی برای این امر شکل گرفته اند.

دایرالمعارف بریتانیکا لابیگری را بدین شرح تعریف می نماید؛ هر تلاشی از سوی اشخاص حقیقی یا گروه های با منافع خاص یا تأثیرگذاری بر روی تصمیم های دولت است. در معنای اولیۀ خود به تلاش هایی اشاره دارد که برای تاثیرگذاری روی آرا و نظرات قانونگذاران از سوی افرادی خارج از مکانیزم قانونگذاری اشاره دارد. بعضی از انواع لابیگری جزئی لاینفک از سیستم سیاسی کشورها می باشد.

در نگاهی تا حدودی اقتصادی دایرالمعارف  کمبریج  نیزلابیگری را چنین تعریف میکند؛  تلاش برای اقناع فردی دارای قدرت معمولاً جزیی از دولت و حاکمیت برای حمایت از تصویب قوانینی که به نفع سازمان یا شرکت شما باشد.

لابیگری اقتصادی یا سیاسی در آسیا، آمریکای لاتین و اروپای شرقی نیز همانند کشورهای دیگر بصورت رسمی و غیر رسمی جریان دارد و عمدتاً در در چارچوب تعامل با سران کشورها دنبال شده است. از این میان علی الخصوص چین و روسیه به سبب قدرت سیاسی آنها در شورای امنیت سازمان ملل بایستی مورد توجه جدی فعالین سیاسی-اقتصادی کشورهای آسیایی برای لابی با مسئولین آنها قرار گیرند.

سیستم لابیگری حقیقی و حقوقی

لابیگر یا لابیست هر فرد یا شخص حقیقی یا حقوقی است که تلاش می نماید نظرات مقامات دولتی را در جهت منافع گروه مطبوعش تغییر دهد. بر این اساس می توان لابیست های ذیل را در حوزۀ اقتصادی در نظر گرفت:

  • فارغ التحصیلان دانشگاههای خارجی؛ خیلی از این افراد بصورت غیرمستقیم و حتی ناخودآگاه در جهت منافع کشور یا شرکت از کشوری که در آن تحصیل کرده اند اقدام کنند. شکل گیری دانشگاههای غرب در کشورهای خاورمیانه (کابل، اربیل، بیروت، دبی، ایروان، گرجستان، قاهره و…) جزیی از برنامۀ دولت غرب برای تقویت قدرت نرم و تربیت سفیران و لابیست های خودآگاه و ناخودآگاه دولت خود در منطقه است.
  • تجار فعال میان دو کشور شامل واردکنندگان از کشور مورد لابی به کشور لابیگر و صادرکننده از کشور لابیگر به کشور مورد لابی همواره صاحب منافعی بوده و منافعی را نیز به دولت های کشورهای مورد لابی می رسانند. این منافع شامل مالیات، عوارض، اشتغال و اعتبار است و لذا این تجار در صورت سازماندهی میتوانند از قدرت لابی گری در کشورهای هدف برخوردار باشند. به همین سبب بخش قابل توجهی از لابیست های اروپایی را اتاق های بازرگانی آنها تشکیل می دهند.
  • شرکتهای تجاری و تولیدی فعال در کشور مورد لابی؛ شرکتهای فعال در کشورهای مورد لابی نیز به جهت مالیات، رفاه و اشتغالی که به جامعه تزریق می کنند می توانند از قدرت لابی برخوردار باشند. چنانچه این شرکتها منافعی در یا  با کشور لابی کننده داشته باشند می توانند بصورت سازمان یافته یا خودجوش برای منافع کشور لابی کننده وارد مذاکره با مقامات کشور مورد لابی شوند.
  • شرکتهای تخصصی فعال در حوزۀ لابی؛ چنانکه پیشتر نیز اشاره شد در غرب و اروپا چنین شرکتهایی بطور رسمی وجود دارند و اغلب از تعدادی حقوقدان تشکیل شده اند.
  • حقوقدانهای خارجی؛ در بسیاری از کشورها حقوقدانها علاوه بر  قبول پرونده های حقوقی به صورت رسمی به لابیگری نیز می پردازند.
  • سازمانهای مردم نهاد؛ سازمانهای مردم نهاد نیز در بسیاری از کشورهای مورد لابی به جهت کسب وجاهت، جایگاه اجتماعی یا عضویت تعدادی از شهروندان آن کشور می توانند بر روی تصمیمات دولتها تأثیر بگذارند.
  • کشورها و قدرتهای ثالث؛ کشورهای ثالت نیز به جهت منافعی که در یک کشور دارند ممکن است برای آن کشور در کشور دیگری لابی کنند.
  • دولتمردان کشور محل لابی؛ بخشی از دولتمردان، دیپلماتها، و سیاستمداران سابق در کشورهای غربی پیش یا پس از بازنشستگی برای کشورهای مختلف لابیگری میکنند. بخشی از این تلاش ها در قالب انجمن های دوستی بین دولی یا اتاق های مشترک تجاری صورت می گیرد.

دامنه و فهرست اشخاص لابیگر به فهرست بالا محدود نمیشود لیکن موارد بالا صرفاً برای اشاره به تعدادی از گزینۀ های بالقوۀ پیش روی ما جهت لابیگری با اهداف اقتصادی-سیاسی در کشورهای هدف ارائه شده است.

عوامل تاثیرگذارلابی برای یک کشور

با عنایت به بحث قبلی می توان عوامل و عناصری را به عنوان بسترساز یا مقوم قدرت لابیگری یک کشور در کشور دیگر به شرح ذیل برشمرد؛

  • حجم تجارت بین دو کشور و میزان وابستگی و یکپارچگی اقتصادی میان کشور مورد لابی و کشور لابی کننده؛ هرچه حجم تجارت میان دو کشور بیشتر باشد وابستگی و چسبندگی تجاری میان آن دو بیشتر بوده ودر نتیجه امکان لابیگری برای لابیستهای دو طرف بیشتر فراهم خواهد شد. بر همین اساس و با مقایسۀ حجم تجارت میان ایران و فرانسه در مقایسه با تجارت فرانسه و امارات و فرانسه و عربستان جای تعجب نخواهد بود اگر لابیگران عرب حوزۀ خلیج فارس بتوانند حرف خود را با سهولت بیشتری در فرانسه به کرسی بنشانند.
  • روابط فرهنگی، علمی-پژوهشی و تعداد دانشجویان کشور مورد لابی در کشور لابی کننده؛ افرادی که دانش آموختۀ یک کشور باشند به عنوان سفیران فرهنگی میتوانند نقش لابیگری نیز برای کشور محل تحصیل در کشور مادری خویش بازی کنند. علاوه بر این روابط فرهنگی و علمی میان دو کشور نیز میتواند به عنوان بستر یا مقوم جریان لابی در هر یک از دو کشور مورد استفاده قرار گیرد.
  • روابط سیاسی و ممنوعیت های قانونی؛ وجود روابط سیاسی میان دو کشور و وضع قوانین مختلف می تواند مشوق یا مختل کنندۀ امکان لابیگری در هر یک از دو کشور گردد.
  • پیش زمینۀ کشور مورد لابی پیرامون کشور لابی کننده؛ تصویر برند کشور لابی کننده در میان مقامات و عموم مردم کشور مورد لابی نیز بر اثربخشی عملیات لابی مؤثر است.
  • نقش رسانه ها و تاثیرات آنها؛ بر اساس بند  قبلی میتوان چنین نتیجه گرفت که کیفیت و کمیت عملیات رسانه در جهت یا علیه کشور لابی کننده در کشور مورد لابی نیز عاملی کلیدی برای فرایند تأثیرگذاری بر تصمیمات مقامات کشور مورد لابی بشمار میرود.

هرچه قدر اراده های مردم و مسئولین برای شکستن تحریم ها راسخ باشد تا زمانی که منافع شرکای خارجی از کار در ایران بر منافع دریافتی آنها از رقبای ایران چربش نداشته باشد امکان یارگیری از میان شرکا و شرکتهای خارجی علیه تحریم ها فراهم نخواهد شد. لابیگری امکان تعریف حوزه هایی برای بازی های برد-برد برای مقامات خارجی در جریان تجارت با ایران را فراهم می نماید. لابیگری مکملی در کنار مذاکره و دیپلماسی بوده و تلاش می کند بصورتی قانونی به اعماق ارتباط با مقامات کشورهای هدف وارد شود. در فضای اقتصاد مقاومتی که کشور در حال حاضر آنرا الگو قرار داده استفاده از لابیگری برای تکامل منظومۀ دیپلماسی اقتصاد کشور لازم و ضروری به نظر می رسد.

پنل دیپلماسی اقتصادی

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *