,

تاثیر تجارب کودکی بر روابط بزرگسالی

تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط هر فرد به چه میزانی است ؟ برداشت فردی و عکس‌العملی که هر یک از ما در زندگی خود نشان می‌دهیم در تعاملات ما با والدین، حوادثی که در دوران کودکی خود حس کرده‌ایم و زندگی خانوادگی ما ریشه دارد. به گونه ای تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط ما به طور مستقیم می باشد.

برخی از روان‌شناسان اعتقاد دارند که تا هشت سال اول زندگی، شخصیت انسان و برنامه‌ریزی احساسی او تا حدود ۸۰ درصد شکل گرفته است که این شکل‌گیری از بدو تولد تا پنج سالگی پایه‌ریزی شده است.

یعنی تا ۵ سالگی حدود ۵۰ درصد از شخصیت شکل گرفته که پس از آن در جهت تکمیل پیش می‌رود، اما این ویژگی به این معنا نیست که همه اتفاقات زندگی‌مان را به شکل‌گیری شخصیت در دوران کودکی نسبت دهیم.

در نحوه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی احساسی موارد مختلفی تأثیر دارند که یکی از آنها وقایع دوران کودکی می‌باشد که این مطلب تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط را نیز مشخص می نماید.

بررسی این مورد نیز قبل از ازدواج به جهت انتخاب صحیح توصیه می شود.

دوران کودکی و نیازهای اولیه

دو نیاز اصلی که هر کودک در خانواده دارد عبارت است از:

  1. عشق و محبت و توجه پدر و مادر را دریافت کند.
  2. پدر و مادرش به یکدیگر محبت کنند و عشق بورزند.

این دو نیاز همواره در مراحل بزرگسالی نیز با ما همراه هستند و اگر برآورده و ارضا نشوند احساس ناکامی می‌کنیم.

در حقیقت ما به دنبال برآوردن ناکامی‌هایی خواهیم بود که در دوران کودکی برای ما پیش آمده‌اند. در انتخاب‌های عاطفی خود نیز به‌طور ناخودآگاه سعی در جبران ناکامی‌های دوران کودکی خود داریم. این از تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط ما می باشد.

طبق مکتب گشتالت (یکی از مکاتب روانشناسی) که به کل‌گرایی عقیده دارند انسان‌ها در طول زندگی به دنبال آن هستند تا ناتمام خود را تمام کنند. ما انتخاب‌ها و تصمیم‌هایی را به‌طور ناخودآگاه خواهیم داشت که با تجارب دوران کودکی ما ارتباط دارند.

منظور از تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط آن است که اگر در دوران کودکی پدر یا مادر ما به عنوان مثال فردی معتاد ولی مهربان بوده‌اند، تصمیم درست و آگاهانه آن است که فردی را انتخاب کنیم که معتاد نباشد ولی مهربان باشد اما تصمیم ناخودآگاه به دو صورت می‌تواند باشد که با فردی شبیه به خصوصیت والد را انتخاب می‌کنیم و یا فردی متضاد با خصوصیات والد.

البته بستگی به این دارد که با یادآوری کلمه خانه چه چیزی در ذهن ما نقش می بندد؟ پس با توجه به بررسی آن میتوان تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط را مورد بررسی قرار داد.

تداعی کلمه خانه و بررسی تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط
دوران کودکی خود را به یاد بیاورید و خانه را در آن دوران تصور کنید.

با تصور کلمه خانه چه چیزی به ذهن شما خطور می‌کند؟ خانه مظهر عشق و گرمی و روابط نزدیک اعضا با یکدیگر است. خانه‌ای که در زمان کودکی ما شکل گرفته با عشق در ذهن ما ارتباط دارد.

اولین تجربه‌های ما از عشق در خانه و خانه منبع آن عشق بوده است. به این صورت عشق همواره با تجارب مربوط به خانه در دوران کودکی مرتبط است.

هر رویدادی که در خانه وجود داشته اعم از عشق و محبت و توجه و نوازش و یا دعوا و کشمکش و زد و خورد و قهر و بی‌توجهی همه این عوامل می‌تواند در انتخاب‌های ناخودآگاه ما تأثیر داشته باشد و به طور کلی تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط ما باشد.

ارتباط نزدیک خانه در دوران کودکی و عشق در ذهن ما به صورتی است که در بزرگسالی با انتخاب‌های عاطفی و عشقی سعی در برگشت به خانه دوران کودکی را داریم. گویا می‌خواهیم آن دوران را دوباره تکرار کنیم. راز بسیاری از روابط احساسی و عشقی همین بازگشت به خانه دوران کودکی است.

مثلاً اگر کودکی دارای والد مهربان و با محبت اما فقیر باشد احتمالاً در دوران جوانی نیز به‌طور ناخودآگاه عاشق فردی می‌شود که فقیر اما مهربان است، تا بدین صورت به خانه دوران کودکی‌اش بازگشت کند و آن دوران را دوباره تکرار کند. اما همواره خانه برای ما محل عشق و محبت و گرمی نبوده است.

ممکن است ما در خانه‌ای بزرگ شده باشیم که سراسر جنگ و بحث و زد و خورد و بی‌توجهی بوده است و از والدین نه تنها محبت و عشق و توجه دریافت نکرده‌ایم بلکه مورد بی‌مهری و تنبیه مداوم و بی‌اعتنایی نیز قرار گرفته باشیم.

با توجه به تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط ، گاهی به دلیل بی‌توجهی‌ها و بی‌مهری‌های والدین با ما در خانه آنها را به عنوان والدین خود نپذیرفته‌ایم و همواره به مادر خود به چشم نامادری یا با پدر خود به چشم ناپدری نگریسته‌ایم.

بنابر عقیده گشتالتی‌ها انسان به دنبال کامل کردن ناتمام‌های خود است و هر آنچه در کودکی باعث ناکامی ما شده است در دوران‌های بعدی زندگی به نوعی به دنبال انتخاب‌هایی هستیم تا این ناکامی‌ها را جبران کند و در پی آن به آرامش دست پیدا کنیم.وانتخاب‌های ما در بزرگسالی با توجه به تاثیر تجارب کودکی بر روی روابط یا به صورت انتخاب آگاهانه است و یا ناخودآگاه. در حالت ناخودآگاه فرد دو حالت دارد: یا وضعیت بازگشت به خانه را انتخاب می‌کند یا فرار از خانه.

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *